
عشق را نه از مجنون آموختم نه از فرهاد xa0 عشق را از خدایی آموختم که به گنه کار ترین بنده اش فرصتی می دهد بلکه باز گردد.... این است عشق حقیقی xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 ...
ادامه مطلب
نوشتم درد دلهایم همه گفتند عالی بود ندانستند که درمانی برای زخم کاری بود نوشتم درد دلهایم شعر بر دفتر ندانستند که هر شعرم برایم یادگاری بود نوشتم درد دلهایم همه خوانندند اما حیف ندانستند که سوز من همه از غمگساری بود نوشتم درد دلهایم همه گفتند شاعر شد نداستند که دلتنگی دل بیقراری بود نوشتم درد دلهایم گهی شادو گهی غمگین نداستند که این خنده فقط چهره نگاری بود نوشتم درد دلهایم زدست روزگار بد نداستند که اشک چشم برایم بردباری بود نوشتم درد دلهایم به شبها کنج خلوت لقب سنگ صبورم داد عجب شب زنده داری بو...
ادامه مطلب
همه مرا با خنده های بلند میشناسند . . . بیچاره بالشم با گریه های بی صدا...... ...
ادامه مطلب
من تکرار نمیشوم ولی.... یک روز میرسد... یک ملافه سفید پایان می دهد ....به من ...به شیطنت هایم...به خنده های بلندم..... روزی که همه با دیدن عکسم بغض می کنند و می گویند: دیوانه دلمان برای شوخی هایت تنگ شده.......
ادامه مطلب